پارلمان خانۀ دزدان
زرنگ است هنوز
نان مردم غریب تکۀ
سنگ است هنوز
من نمی دانم گناه
خلق افغانی چه بود
که سرِسفرۀ شان خرس
و پلنگ است هنوز
آنکه آیات و روایت
ها مکرر می کند
عاشق و شیدای فریاد
تفنگ است هنوز
چشم آن مادری که نان
گدایی می خورد
طعمۀ شیخ و شیوخ هفت
رنگ است هنوز
کاش فریاد شوید سقف
فلک را شکنید
زغزال که شترگاو پلنگ
است هنوز(1)
آنکسی که شیر بود
و قهرمان و شیر پور
روبَهی درگهی مردان
فرنگ است هنوز
آن کسی که بگدایی
رهی مجلس شده است
آری آری پا به پای
خر لنگ است هنوز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر