علی رهگذر
تقریبا بیش از ده سال
است که پر قدرت ترین کشورهای جهان با پیشرفته ترین تجهیزات جنگی و تکنولوژی در
برابر گروهی که فقط با جنگ چیریکی و جنگ افزارهای معمولی آشنا اند در نبرد اند. آغاز
این نبردها با پیروزی ها و توصیف ها و خوشبینی های رو برو بود که همه را ذوق زده
کرده بود. فضای نسبی صلح و امنیت در سراسر افغانستان جنگ زده سایه انداخته و امید
به زندگی و داشتن آیندۀ بهتر در فضای اخوت و برادری برسیمای مردم آشوب زده
افغانستان مشاهده می شد.
طالبان و القاعده بعنوان تروریستان بین المللی و
دشمنان حکومت مشروع و قانونی افغانستان از زبان رسانه ها و دولت مردان افغان،
آمریکا و متحدانش با شدیدترین عبارت ها و اصطلاحات کوبیده می شدند. روحیه طالب
ستیزی آنقدر اوج گرفته بود که آقای کرزی دریکی از بیاناتش بالحن تند و احساساتی
گفته بود که ما تروریستان و طالبان را در هر کجا که باشند؛ پیدا می کنیم و آنها را
از خانه های شان بیرون کشیده و محاکمه می کنیم. آقای کرزی همچون اظهاراتی را درست
زمانی بر زبان می راند که اندک چراغ سبز از لایه های سیاست پنهان آمرکا در امر
مبارزه با طالبان و تروریستان نشان داده می شد.
دیری نپایید که طالبان
با حملات نا منظم و جنگ های پراگنده توانستند موجودیت خویش را به اثبات رسانده و
حکومت کابل را با حضور چشم گیر نیروهای بین المللی و امریکا به چالش و بن بست بکشد.
نبود سیاست علنی و روشن نیروهای آمریکا و متحدانش در امر مبارزه با تروریستان و
مخالفان مسلح دولت در عرصه بین المللی و داخلی با صدها اما و اگرها روبرو شد. گذشت
زمان و جبهه گیریهای جدید و اختلاف نظر میان ناتو و آمریکا و کاخ نشینان کابل این روند
را تثبیت می کند که آنها نه تنها طالبان و
مخالفان مسلح دولت را با شکست روبرو نتوانسته اند بلکه پروژه طالبان پروری را بجای
طالبان ستیزی سرعت بیشتر بخشیده و برای آنها، هوادارانی در داخل و خارج دست و پا
کرده اند. مثلا بی بی سی از قول آقای جوبایدن معاون رییس جمهور آمریکا در گزارش 30
دسامبر 2011 خود می نویسد که آمریکا با
گروه طالبان جنگی ندارد از قول جوبایدن طالبان دشمن آنها نیستند زیرا خلاف منافع
آمریکا کاری نکرده اند. این گونه اظهار نظرهای ضد و نقیض مقامات آمریکا و حکومت
افغانستان در مورد مبارزه و مصالحه با طالبان امروزه کار را بجای رسانده که حملات
تروریستی تا پشت در وازه های ارگ رسیده است و ستون فقرات قدرت افغانستان (وزارت
دفاع) را نیز تهدید می کنند. حمله انتحاری دیروز برادران ناراضی که منجر به کشته
شدن 9 نفر و زخمی شدن بیش از ده نفر دیگر شد، در نزدیکی در ورودی وزارت دفاع اتفاق
افتاد، گواهی می دهد که طالبان بجای ترس و هراس با خیال راحت هرجا که بخواهند با
انفجار و انتحار توانایی خویش را به رخ برادر کاخ نشینشان کرزی و متحدان بظاهر بین
المللی اش می کشند البته درست در زمانه ی که جاک هیگل، وزیر دفاع جدید آمریکا در خیال
تنفس هوای افغانستان به کابل آمده است.
از چشم انداز دیگر روابط
پنهان دولت کابل بجای رویاروی و مبارزه علیه طالبان و نیروهای حکمتیار دال براین
است که دولت حامد کرزی دست و پا می زند تا تروریستان دیروز و برادران ناراضی امروز
را در ساختار سیاسی و قدرت آینده افغانستان سهیم سازند. تقسیم طالبان به طالبان
پاکستانی و افغانستانی و سپس به طالبان میانه رو و تند رو و حال به برادران ناراضی
نشان دهنده نوعی التماس و ناتوانی و شکست آنهای اند که روزگاری آنها (طالبان) را
یاغی وتروریست می خواندند. و در پی نابودی شان بودند و حال هوادارانی در داخل ارگ
ریاست جمهوری یافته و سر از آستین آنهای در می آورند که نمی توانند خوی و اخلاق و
شخصیت واقعی طالبانی شان را پنهان دارند. قالب های طالبانی مدتی در نقاب کرزی و
حال در چهره مانند وزیر معارف، فاروق وردک خود نمایی می کند. و گرنه فاروق وردگ با
وجود هزاران شاهد و سند از سیاه کاری های طالبان در تاریخ جدید افغانستان، دست خود
را چنین آلوده کرده بصورت و ریش خود نمی مالید و بصراحت دهن کجی نمی کرد که طالبان
مسؤل سوزاندن و آتش زدن مکاتب؛ کشتن و مسموم کردن آموزگاران و شاگردان نیستند بلکه
کار کسانی است که با نام طالب کارهای مخربانه می کنند. آقای وردک از بکار بردن
گروهی دیگر می خواهد چه را بیان کند؟ اگر آقای وردگ زبان صادقانه دارد چرا آشکارا
از گروه ویرانگر و مخرب نام نمی برد تا همه بشناسند. در اظهار نظر اخیر وی دو نکته
را می توان بصورت خیلی خلاصه گفت: اول حضرت ایشان دروغ می گوید. چرا که طالبان
خیلی سریع و آشکارا مسؤلیت مخربانۀ شان را بعهده می گیرند و هر گونه شک و ترید را
می زدایند. دوم اگر واقعا دستهای دیگر در پشت فعالیت های ویرانگرانه نهفته اند.
حتما خیلی پر قدرت اند که آقای وردگ از گرفتن نام آنها دلهره گی و ترس دارد و یا
هیچگونه وجود خارجی ندارد و یا اینکه آقای وردک بعنوان وزیر معارف افغانستان آنقدر
بی کفایت هست که گفته های رییس معارف هلمند را مبنی بر بسته بودن تقریبا 170 مکتب
در مناطق زیر کنترول طالبان اصلا نفهمیده و درک نکرده است.
هرچند ارتباط سیستماتیک پنهانی و علنی حکومت
کابل با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار از دید تیزبینان کار کشته و رسانه ها خیلی
دور نمی ماند و اظهار نظرهای
که طالبان را مبرا می کند هراز گاهی شنیده می شود. ولی آنچه بر آشفتگی ذهن انسان
افغانستان می افزاید و باعث افزایش نگرانی شهروندان می شود، آینده گنگ و نامعلومی
است که انسان افغانستان را بسویش می کشد. انسان افغانستان ترس از این دارد تا بار
دیگر عمامه پوشان سفید با اذهان تاریک و دگم منشانه و خشن زندگی شان را جدول کشی
نکنند و بجای قلم و کاغذ و مکتب، راکت و
تفنگ و زنجیر و زندان یاد واره و گاه شمار
زندگی شان نباشد.
برای اطلاعات روز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر